مخروط بازار خراسان بجنورد بجنورد خراسان شمالی

مخروط: بازار خراسان بجنورد بجنورد خراسان شمالی گوشت مرغ جهاد کشاورزی حضرت قلی حیدری

گت بلاگز اخبار سیاسی و اجتماعی احمدی‌نژاد دنبال بهانه‌ای جهت اپوزیسیون‌شدن است / حمله احمدی نژاد به برادران لا

واعظی آشتیانی اعتقاد است: آقای احمدی‌نژاد و طیف‌شان به دنبال بهانه‌ای جهت اپوزیسیون‌شدن هستند. یعنی دنبال بهانه دارند می‌گردند که بشوند، چون من اعتقادم این است

احمدی‌نژاد دنبال بهانه‌ای جهت اپوزیسیون‌شدن است / حمله احمدی نژاد به برادران لا

واعظی آشتیانی: احمدی نژاد دنبال بهانه ای جهت اپوزیسیون شدن است /حمله احمدی نژاد به برادران لاریجانی تسویه حساب سیاسی است

عبارات مهم : سیاسی

واعظی آشتیانی: احمدی نژاد دنبال بهانه ای جهت اپوزیسیون شدن است /حمله احمدی نژاد به برادران لاریجانی تسویه حساب سیاسی است/صداوسیمای لاریجانی نقش مهمی در مشهور شدن احمدی نژاد داشت /یعنی چه که می گویند مدرک داریم ولی به قوه قضاییه نمی دهیم؟ /حرف هایشان راجع به قوه قضاییه شبیه سخنان مخالفان نظام است /احمدی نژاد قبل از انتخابات 84 می گفت رییس جمهور می شوم

واعظی آشتیانی اعتقاد است: آقای احمدی نژاد و طیف ارزش به دنبال بهانه ای جهت اپوزیسیون شدن هستند. یعنی دنبال بهانه دارند می گردند که بشوند، چون من اعتقادم این است که اگر اپوزیسیون شوند، این برداشت وجود دارد که می توانند خیلی حرف های دیگر را بزنند.

در واکنش‌ها محمود احمدی نژاد همواره حاشیه بر متن غلبه داشته هست، چه آن وقت که بر مسند ریاست جمهوری تکیه زده بود و چه اکنون که عضوی از اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام شده است هست. حاشیه هایی که انگار تمامی ندارند و روز به روز بر آن افزوده هم می شود.

احمدی‌نژاد دنبال بهانه‌ای جهت اپوزیسیون‌شدن است / حمله احمدی نژاد به برادران لا

خیلی ها معتقدند احمدی نژاد امروز با احمدی نژاد دهه هشتاد بسیار متفاوت شده است هست. آن قدر که حامیان دیروز او، دیگر حاضر نیستند همچنان از وی حمایت کنند.

گفت و گوی تفصیلی با امیر رضا واعظی آشتیانی انجام داده ایم که بخش اول آن مربوط به محمود احمدی نژاد است.او که عضو دور دوم شورای شهر پایتخت کشور عزیزمان ایران بوده است از ماجرای شهردار شدن احمدی نژاد و رفتارهای این روزهای او می گوید.

واعظی آشتیانی اعتقاد است: آقای احمدی‌نژاد و طیف‌شان به دنبال بهانه‌ای جهت اپوزیسیون‌شدن هستند. یعنی دنبال بهانه دارند می‌گردند که بشوند، چون من اعتقادم این است

*برخی معتقدند شما یکی از افرادی هستید که در گزینش و به قدرت رسیدن آقای احمدی نژاد در دوره شهرداری که پیش زمینه ریاست جمهوری ایشان شد، نقش کلیدی و موثری داشته اید. اجازه بدهید گفت و گو را از همین جا شروع کنیم.

وقتی که شورای دوم در تاریخ 10 اسفند 1381 برگزار شد و اعضای دوره دوم گزینش شدند، به یاد دارم که در 19 اسفند همان سال 1381، اعضای شورا این افتخار را داشتند که خدمت مقام معظم رهبری رسیدند. در آن جا حضرت آقا راهنمایی های خوبی داشتند و صحبت های بسیار خوب و سازنده ای جهت شرایط موجود و آینده پایتخت کشور عزیزمان ایران ایراد کردند .یکی از نکاتی که شاید در عرصه مدیریتی هیچ گاه من فراموش نمی کنم و ای کاش همه مسئولان این توجه را می کردند، این بود که فرمودند: «شما به گذشته برنگردید، تلاش کنید که از امروز که مسئولیت را به عهده می گیرید، کارها را ریشه ای حل کنید؛ به شاخ و برگ نپردازید، آیا که شاخ و برگ ها شما را درگیر پرسشها حاشیه ای می کنند.» . واقعا توصیه حائز اهمیتی بود.

بعد هم فرمایشاتی در ارتباط با شهردار آینده داشتند که فردی باشد که مردم دار باشد، که فردی باشد که در بین مردم قرار بگیرد و دغدغه خدمت داشته باشد. اتفاقا در آن جلسه ای که اعضای شورای شهر رفته بودند، آقای احمدی نژاد و آقای نبی زاده که آن وقت همکاری داشتند در ارتباط با جمعیت آبادگران؛ البته ناگفته نماند آقای مهندس زریبافان که خودش به عنوان یکی از اعضای شورای شهر گزینش شد، از زحمت کشان این پروژه آبادگران بود و کمک آقای احمدی نژاد می کردند، چه بسا که زیاد کارهای ستادی را ایشان انجام دادند. بعد از فرمایشات آقا، ما در جمع بندی ای که دوستان به آن رسیده بودند، در نهایت دیدیم که آقای احمدی نژاد از شاخصه هایی برخوردار است.

احمدی‌نژاد دنبال بهانه‌ای جهت اپوزیسیون‌شدن است / حمله احمدی نژاد به برادران لا

دانش جعفری به نفع احمدی نژاد کنار کشید

لذا نخستین تصمیمی که دوستان گرفتند، این بود که هر کسی هر تعداد افرادی را که می شناسد، کاندیدای شهرداری کند. که لیست نهایی بالغ بر 70 اسم شد، یعنی هر عضوی از شورای شهر، تعدادی اسامی داد ؛ آقای احمدی نژاد هم داخل این 70 نفر بود. بعد دوستان آمدند و جمعا شاخصه هایی جهت گزینش شهردار تعریف کردند و به استناد آن شاخص ها، در هر مرحله ای یک تعدادی از بین بردن می شدند و نهایتا رسید به چهار نفر که این چهار نفر یکی آقای احمدی نژاد بود، یکی آقای دانش جعفری بود، یکی آقای نوریان بود که اخیرا هم مدتی سرپرست دانشگاه آزاد شده است بودند و یکی آقای سعیدی کیا بودند .

واعظی آشتیانی اعتقاد است: آقای احمدی‌نژاد و طیف‌شان به دنبال بهانه‌ای جهت اپوزیسیون‌شدن هستند. یعنی دنبال بهانه دارند می‌گردند که بشوند، چون من اعتقادم این است

قبل از این که رسمیت شورا در تاریخ 9/2/82 ایجاد شود و شروع به فعالیت کند، ما سه ماه وقت داشتیم که کارها و فعالیت ها و یک سری مقدمات شروع به کار شورای شهر را فراهم کنیم؛ ازجمله گزینش شهردار که یک نشستی هم با هر کدام از این چهار کاندید داشتیم. آقای دانش جعفری حضور پیدا کردند و گفتند من به نفع آقای احمدی نژاد کنار می روم. صحبت خاصی هم نداشتند و فقط تقدیر کردند.

واعظی آشتیانی : احمدی نژاد دنبال بهانه ای جهت اپوزیسیون شدن است/حمله احمدی نژاد به برادران لاریجانی تسویه حساب سیاسی است/صدا و سیمای لاریجانی نقش مهمی در مشهور شدن احمدی نژاد داشت/یعنی چه که می گویند مدرک داریم ولی به قوه قضاییه نمی دهیم؟/ حرف هایشان راجع به قوه قضاییه شبیه سخنان مخالفان نظام است/احمدی نژاد قبل از انتخابات 84 می گفت رییس جمهور می شوم

احمدی‌نژاد دنبال بهانه‌ای جهت اپوزیسیون‌شدن است / حمله احمدی نژاد به برادران لا

آقای سعیدی کیا آمدند و یک گزارشی را دادند و آقای نوریان هم آمدند گزارشی دادند، آقای احمدی نژاد هم صحبت هایی داشتند. البته آن موقع دوستان نظرشان این بود که این جلسات فیلم برداری هم بشود؛ من یک هندی کم داشتم و این کار را انجام دادم که اکنون این فیلم را فقط من دارم و هیچ کس هم ندارد. صحبت های آقای احمدی نژاد و سه کاندیدای دیگر داخل این فیلم هست. جالب است که خیلی از دوستان در آن وقت اصرار می کردند که این فیلم را به ما هم بده؛ نه این که نخواهم بدهم، وقت پیش نمی آمد و تا امروز هم کشیده شده است و همچنان در ید ما است.

احمدی نژاد جهت شهردار شدن فقط دو مخالف داشت

قبل از این که اصلا آقای احمدی نژاد بخواهد بحثی در این ارتباط شود، من یاد دارم که در شنبه بعد از برگزار انتخابات، من خودم با آقای احمدی نژاد یک ملاقاتی داشتم و به ایشان گفتم شما آمادگی دارید که شهردار شوید؟ احساس و برداشتم این بود که یک مقدار جا خورد از این عنوان و گفت هرچه خدا بخواهد. بعد با دوستان دیگر صحبت کردیم و نهایتا دوستان دیگر هم رغبت به این عنوان پیدا کردند. البته به این معنا نبود که هر 15 نفر [عضو شورای شهر] با ایشان موافق بودند. خیر؛ به هر جهت آن فینال برگزار شد و آقای احمدی نژاد اگر اشتباه نکنم با 10 رأی شهردار شد، یعنی در جلسه شخصی شهردار شد، ولی در جلسه رسمی که در صحن شورا انجام گرفت، دو تا رأی دیگر به ایشان اضافه شد که شد مجموعا 12 تا. اگر اشتباه نکنم یک رأی ممتنع داشتیم و دو رأی مخالف.

در هر صورت من فکر می کنم آقای احمدی نژاد تنها شهرداری بودند از دوره دوم تا به امروز که توانست 12 رأی بیاورد. یعنی توصیه حائز اهمیتش این جا بود. به هر جهت این ماحصل این قضیه بود تا اینجایی که شما پرسش کردید که چه اتفاقی افتاد. این یک فرایند تقریبا محدودی بود که عرض کردم.

*در این سال ها آقای احمدی نژاد و با توجه به آشنایی که داشتید؛ آن جلساتی که برگزار شد و یک دوره ای هم حضرت عالی به عنوان عضو شورای اسلامی شهر پایتخت کشور عزیزمان ایران بودید و ایشان شهردار بودند، تا به امروز ایشان چه تغییراتی داشتند یا بهتر است بگوییم آیا دچار چرخشی شدند در شخصیت سیاسی شان؟

آقای احمدی نژاد در دورانی که در شهرداری بودند، بسیار کوشا و فردی بودند که کوچک ترین عنوان را هم که اعضای شورا به ایشان انتقال یافته می کردند، ایشان اهتمام داشت و پیگیری می کردند. من بارها و بارها پیش می آمد که احیانا با ایشان تلفنی صحبت می کردم؛ در سطح شهر موضوعاتی را می دیدیم و مسائلی بود؛ به ایشان انتقال یافته می کردیم، شاید به جرئت می توانم بگویم که کمتر از 24 ساعت آن عنوان مورد پیگیری قرار می گرفت و حل و فصل می شد. و واقعا هم روحیه خدمت گزاری بسیار خوبی داشتند، اختراع جلسات هفتگی در مناطق خیلی توصیه خوبی بود، حتی این باعث شد که اعضای شورای شهر هم مناطق پایتخت کشور عزیزمان ایران را بین خودشان تقسیم کنند تا بروند جهت دیدارهای مردمی. پرسشها و تنگناهایی که احتمالا دارند را بشنویم.

در حقیقت آقای احمدی نژاد این فضای دسترسی مردم به مسئولان را مهیا کردند؛ این توصیه مثبت قضیه بود. البته در این راستا اشاره کنم که یک شهردار موفق، یک شورای موفق می خواهد، یک شورای موفق هم یک شهردار موفق می خواهد. یک دولت موفق، یک مجلس موفق می خواهد، یک مجلس موفق هم یک دولت موفق می خواهد. این ها مورد نیاز و ملزوم هم هستند، نمی شود به عنوان نمونه یک مجلسی قوانین بسیار خوبی را به تصویب برساند، ولی مجریانش توان مند نباشند که قوانین خوب را جاری و ساری کنند.

صدا و سیما نقش مهمی در مشهور شدن احمدی نژاد داشت

در شورا هم همین طور هست؛ شورای شهر اگر قرار بود مقرراتی را تصویب کند و شهردارش ناتوان باشد یا عوامل شهرداری و امور اجرایی شهرداری نتوانند آن مورد را اجرا کنند، قطعا به یک بن بست و یک چالش متقابل می خوردند. خوشبختانه آن سال ها شهرداری و شورا هماهنگ با هم کار می کردند، ضمن این که اگر احیانا انتقادی هم بود، تعارفی وجود نداشت، یعنی در نهایت صمیمیتی که وجود داشت، ولی با جسارت پرسشها و انتقادات هم مطرح می شد.

آقای احمدی نژاد خیلی پذیرا بود، حتی ما بعضی مواقع لوایحی داشتیم که مورد اختلاف شدید اعضا قرار می گرفت، آقای احمدی نژاد در جلسات حضور پیدا می کرد و تلاش می کرد جهت این که این جدل کارشناسی منجر به یک اختلاف متقابل نشود، راهکار ارائه می داد و حتی اگر خودشان طرحی را داده بودند، می آمدند و طرح ارزش را بعد می گرفتند، جهت این که منجر به مسائلی نشود که آن انسجام شورا لطمه بخورد.

خب این محاسن عامل اجرایی شورا بود که این خیلی خوب بود. شورای شهر هم انصافا کارها خوبی را در آن مقطعی که دو سال و دو، سه ماهی که آقای احمدی نژاد بود، انجام داد؛ چه بسا که آن خدمات باعث شد که آقای احمدی نژاد آوازه ای در کل کشور عزیزمان ایران پیدا کنند. البته این جا نباید از نقش صدا و سیما گذر کنیم. صدا و سیما بازتاب دهنده تمامی اتفاقات شورای شهر و شهرداری پایتخت کشور عزیزمان ایران بود و این خیلی توصیه مهمی می توانست باشد. لذا صدا و سیما خیلی نقش داشت و کمک کرد که شورای شر و شهرداری وقت، عملکردش را به گوش مردم در اقصی نقاط کشور عزیزمان ایران برساند.

لذا آن روحیه خدمت گزاری در ایشان و روحیه ورود به یکسری مسائل، واقعا ستودنی بود. انصاف را باید در نظر بگیریم. ما حالا می رسیم به این جا که امروزه احمدی نژاد چه است و آن روز چه بوده هست، ولی واقعا آن عملکرد باعث شد که در یک سال اول انتخابات مجلس شورای اسلامی مصادف شد؛ یک سال اول عملکرد شورای شهر و شهرداری پایتخت کشور عزیزمان ایران منجر شد که در انتخابات مجلس اصولگراها کاملا پیروز شوند. توصیه حائز اهمیت این جا بود.

این جا باید اصولگراها قدردان آن مقطع باشند، باید قدردان عملکرد هم شهرداری آقای احمدی نژاد و هم شورای شهر آن وقت باشند، آیا که عملکرد و اعتمادسازی که در آن مقطع زمانی در پایتخت کشور عزیزمان ایران انجام گرفت، مردم متوجه شدند که به هر جهت این طیف آمده که خدمتی بکند؛ به دنبال بازی سیاسی نیست، به دنبال سیاه نمایی گذشته نیست، به دنبال پرکردن جیب طیف یا گروه خاصی نیست و هرگونه تصمیمی هم که در شورای شهر گرفته می شود، فقط منافع شهر هست؛ علی رغم آن چیزی که در گذشته بود. من این اشاره را هم کردم که نباید از حق صدا و سیما گذشت. آن وقت هم دوران مسئولیت آقای لاریجانی بود. آقای لاریجانی و تیم صدا و سیما در بازتاب این واقعیات بسیار نقش داشتند.

هیچ وقت فکر نمی کردم احمدی نژاد رییس جمهور شود

یک وقت است که شما عملکرد خوبی را داری و انجام می دهی در یک سازمانی، در یک تشکیلاتی، در یک نهادی، ولی منعکس نمی شود و انعکاسش رسانه ای نمی شود، ولی این جا از حق نباید گذشت. حتی رسانه های مکتوب اصول گرا در این قضیه خوب کار می کردند، یعنی به این واقعیت رسیدند که شورای شهر دوم یک شورای کارآمد است و به دنبال سیاسی بازی و جیب پرکردن نیست. همین مسئله بازتاب پیدا کرد در سطح کشور و شد انتخابات ریاست جمهوری که خود من هم باور نمی کردم که آقای احمدی نژاد با توجه با این عملکرد بتواند مدیر جمهور شود و با توجه به یک سری از مؤلفه هایی که در نظر گرفتیم، من یک مقدار بعید می دانستم که ایشان بتواند به ریاست جمهوری برسد. حتی یادم می آید که یک دفعه که با ایشان صحبت می کردم، گفتم شما بهتر است که ورود نکنید، ولی ایشان گفت نه، من نمی خواهم ورود کنم (آن اوایل قضایا بود) من قصد ورود فعلا ندارم، ولی ورودشان انجام شد و فقط آن آخرهای اعلام کرد که من مدیر جمهور می شوم!

برای من خیلی عجیب بود، ولی در عین حال گفت من مدیر جمهور می شوم و توصیه جالب این که خودِ من اصلا در ستاد ایشان نبود. من و بعضی از دوستان مان در کمیته سیاسی ستاد آقای لاریجانی بودیم و آن جا فعالیت می کردیم. و هیچ وقت هم فکر نمی کردم آقای احمدی نژاد گزینش شود، ولی دلم با ایشان بود، به علت این که عملکردش را در شهرداری دیده بودم. هنگامی که که ایشان به مرحله دوم رفت، آمدم و آن مقدار که در حد بضاعتم بود، کمکش کردم. در هر صورت ایشان گزینش شدند. من باورم بر این است که آقای احمدی نژاد در چهارساله اول خوب کار کرد. حالا با کاستی هایی که بود یا مسائلی که بود، عملکرد خوبی هم داشت، یعنی من احمدی نژاد دولت نهم را دوست داشتم، احمدی نژاد دوره شهرداری را دوست داشتم؛ به لحاظ عملکرد و نه به شخصیت حقیقی اش.

وقتی احمدی نژاد نیروهای ناکارآمد اصولگرا را کنار گذاشته حملات شروع شد

ولی در دولت نهم من اعتقادم این است که بعضی از دوستان اصول گرا، نیروهایی را به آقای احمدی نژاد تحمیل کرده بودند و هنگامی که که ایشان بعد از مدتی کوتاه با آن نیروهایی که ناکارآمد بودند برخورد کرد و کنارشان گذاشت، اگر رسانه ها را رصد کنید، آن افراد موضع گیری هایشان بر علیه احمدی نژاد شروع شد. اگر بنا بود آقای احمدی نژاد عملکردش نقد داشته باشد؛ من خودم هر لحظه می گویم اگر نقدی می کنیم، راه چاره هایش را در کنارش داشته باشیم.

این نقد حق هر ایرانی هست، حالا چه آن ایرانی رسانه می خواهد باشد، چه یک فرد عادی. هیچ دولتی هم نیست که آری از نقد باشد، همه دولت ها نقد دارند. در مدینه فاضله اش هم احتمالا باز هم هستند افرادی که نقدهایی وارد کنند، ولی در هر صورت من می خواهم به شما بگویم که دولت نهم آقای احمدی نژاد با تمام مشکلاتی که داشت، توانست خدمات خوبی انجام دهد. ولی در دولت دوم ارزش که دولت دهم بود، نمی دانم آیا فضا رفت در منازعات سیاسی و دعواهای سیاسی مجلس و احمدی نژاد.

اول عرایضم که اشاره کردم، یک مجلس موفق، یک دولت موفق می خواهد؛ یک دولت موفق، یک مجلس موفق می خواهد. این دو تا نهاد موردنظر چارچوب های ارزش به گونه ای نبود که بتواند به یک آخر و نتیجه ای برسد که دولت موفق باشد و دولت هم به گونه ای تعامل نکرد با مجلس و این تبدیل به یک تنش شد و این تنش تا روزهای آخر ادامه داشت که خود من روزهای آخر می گفتم کی می شود این یک سال آخر تمام شود!

*به نظر شما چه مولفه یا مولفه هایی موجب شد که آن همکاری به سمت تنش برود؟ دولت نهمی که روحیه همکاری جویانه با مجلس یا سایر نهادها داشت و یا آن پرتوانی و پرتلاشی خودش را نشان داده بود، ولی در مجلس بعدی می بینیم که به قول شما یک جوری شد که همه می درخواست کردند یک سال آخر تمام شود؟

من شخصا خودم را گفتم، من دوست داشتم آن یک سال آخر هرچه سریعتر تمام می شود.

*چه اتفاقی افتاد که این زاویه ایجاد شد ؟

یک بخشی از آن سیاست بازی بود، یک بخشی از آن به گونه ای اتفاق افتاد و رقم خورد که به تعبیر فرزند های جوان، روکم کردنی بود، یعنی لجاجت سیاسی بود؛ فارغ از این که این لجاجت ها و این کش و قوس ها و این منیت ها، تضییع حقوق مردم هست. کسی که مسئولیت دارد، در قبال دقایقش به بیت المال بدهکار هست؛ بیت المال هم مردم هستند. به جامعه اش بدهکار هست. ما اگر این را باور داشته باشیم که در برابر دقایق مسئولیتی که داریم، به مردم دِین داریم و باید پاسخ گو باشیم، نه تنها در این دنیا، بلکه در آن دنیا باید پاسخ دهیم، فکر کنم کسی دیگر جرئت نکند بیاید طلب مسئولیتی کند؛ یعنی مسئولیت در یک جامعه آن قدر طبعات سنگینی را می تواند به همراه داشته باشد.

برخی افراد ظرفیت قدرت ندارند

من از یک نگاه دیگر هنگامی که که نگاه می کنم، می بینم که بعضی افراد ظرفیت قدرت ندارند، یعنی در جایگاهی قرار می گیرند که از یک قدرتی برخوردار می شوند، فکر می کنند که این قدرت باید همواره همراه آن ها باشد و تا زمانی که حیات دارند، باید این قدرت را جهت تصمیم گیری در جامعه به همراه خودشان به یدک بکشند.

*این یعنی نقد شما به آقای احمدی نژاد است؟

این نقد من به مجلس وقت می تواند باشد، به دولت وقت می تواند باشد؛ آیا که وقت را از بین بردند و آن روحیه خدمت را تضعیف کردند و آن قدر که به دنبال بازی های سیاسی بودند، به دنبال این نبودند که گره ای از گره های موجود را باز کنند.

*شما بیان کردید که دولت دهم با نهم آقای احمدی نژاد تفاوت می کرد. به نظر من یکی از چیزهایی که تا امروز ادامه داشته، ادبیات آقای احمدی نژاد قبل از دولت دهم و در جریان مناظرات انتخاباتی بود که در یک عبارت عامیانه به همان «بگم بگم ها» معروف شده است هست. امروز هم ما شاهد این هستیم که خود آقای احمدی نژاد یا آقای بقایی یا آقای مشایی ترساندن می کنند که ما اسنادی را داریم رو می کنیم یا اگر قرار باشد بگوییم، حرف های ناگفته ای داریم. حالا ویدیویی را هم پخش کردند، مبنی بر سکه هایی که توزیع شده است هست. به نظر شما آیا این گروه که یک زمانی به عنوان هیأت اجرایی بودند و الآن به عنوان دولت سابق آشنا می شوند، آیا مدرکی دارند، اسنادی دارند و اگر هست، این اسناد و مدارک از چه کسانی می تواند باشد که دارند آن قدر روی آن ها مانور می کنند؟

من یک توصیه ای را عرض کنم که قبلا هم در یک مصاحبه به آن اشاره کردم. در کشورهای دیگر ازجمله کشورهای توسعه یافته، رسانه ها و یا افرادی در قالب شخصیت های حقیقی یا حقوقی، یک وقت مدارک و اسنادی از بعضی افراد و بعضی گروه ها دارند که این اسناد محکمه پسند هست. این را می فرستند به محاکم قضایی ارزش و افشاگری می کنند و آن ها به خوبی می دانند که اگر احیانا فاقد مدرک حرفی بزنند، مجازات سنگینی جهت آن ها در نظر گرفته می شود. بعد هنگامی که افشاگری می کنند، افشاگری ارزش مستند است و باعث می شود حتی یک نخست وزیری بیاید استعفا دهد، یک وزیری استعفا دهد، یک مدیر جمهوری کناره گیری کند.

این نشان می دهد که قانون در آن کشورها به حرف گزافه، نه این که اهمیت نمی دهد، بلکه کسانی که این پرسشها را مطرح کنند، به سخت ترین مجازات ها محکوم می شوند، یعنی با آن ها برخورد می کند. بعد این یک امر منطقی در چارچوب آزادی هایی که جهت گروه ها و تشکل ها و افراد تعریف شده، وجود دارد. حالا اگر به عنوان نمونه فرض کنید آقای احمدی نژاد و گروهی که با ایشان هستند یا هر شخص دیگری بر علیه مسئولی مدرکی دارد، مدرک در درجه اول باید محکمه پسند باشد. تا شما سندی نداشته باشی که در محکمه ثابت کنی، نمی توانی ادعا داشته باشی. ضمن این که شما قبل از افشاگری، باید مدرک را ارائه دهید.

حرف هایشان راجع به قوه قضاییه شبیه سخنان مخالفان نظام است

جالب این جاست که الآن این مردها اصلا قوه قضاییه را قبول ندارند. یعنی می گویند ما مدرک داریم، ولی به قوه قضاییه نمی دهیم. یعنی چه؟ چه معنی ای دارد؟ این حرف دقیقا حرف مخالفان نظام است که می گویند قوه قضاییه کشور عزیزمان ایران فاقد توان پیگیری به یک سری پرسشها و جرائم هست. خب این حرف، حرف درستی نیست. اگر مدرکی وجود دارد، این مدرک را بیاورید طرح کنید، اقامه دعوا کنید؛ حالا بر علیه هر کسی که می خواهد باشد، چون قانون که فقط جهت افراد ضعیف نیست، قانون ضعیف و نیرومند در قبالش برابر است و هر کسی هم که تخطی ای کرده، قانون باید با او برخورد کند. من خودم تصورم این است که در کشور ما در ارتباط با این مسائل، جرم خیلی هزینه اش پایین هست. باید جرم هزینه اش اوج باشد. اگر هزینه جرم اوج باشد، در زمینه های مختلف، هیچ کس به خودش اجازه نمی دهد آبروی احدی، حیثیت کسی یا شخصیت حقوقی ای را با هوچی گری زیر پرسش ببرد.

احمدی نژاد دنبال بهانه ای جهت اپوزیسیون شدن است

*شما اشاره کردید به این که باید جهت اثبات حرف، مدرک و سندی باشد و این که اشاره کردید که مشخص هم نیست اسنادی است یا نیست، ولی گفته ارزش این است که ما تحویل قوه قضاییه نمی دهیم. آینده این واکنش‌ها چیست؟ آیا واقعا آقای احمدی نژاد مسیر اپوزیسیون شدن را طی می کند؟ یعنی خواست ایشان این مسیر می تواند باشد یا این که نه، یک مدتی خواهد بود و ایشان تجدیدنظر خواهند کرد؟

آقای احمدی نژاد و طیف ارزش به دنبال بهانه ای جهت اپوزیسیون شدن هستند. یعنی دنبال بهانه دارند می گردند که بشوند، چون من اعتقادم این است که اگر اپوزیسیون شوند، این برداشت وجود دارد که می توانند خیلی حرف های دیگر را بزنند.

من هر لحظه اعتقاد دارم که بعضی گروه های سیاسی در این مملکت هستند که خیلی راحت هنجارشکنی می کنند، ولی بعضی گروه های دیگر که اصول نظام را رعایت می کنند و به نظام باور دارند، هیچ وقت خط شکن در هنجارشکنی نیستند، یعنی ترویج ناهنجاری ندارند و این شاید پاشنه آشیل این دسته از گروه های سیاسی باشند که حاضر نیستند هنجارشکنی کنند، یعنی در حقیقت ناهنجاری را بخواهند ترویج دهند و از خط قرمزها بخواهند عبور کنند، ولی بعضی گروه ها هستند که خیلی راحت این کارها را می کنند و ما فکر می کنیم از آن آزادی ای که یاد می شود در مکاتب متفاوت و ازجمله اسلام، این است که این آزادی به ما این اجازه را می دهد که به صرف شنیده ها و به صرف این که چند نفر آمدند مطلبی و مواردی را راجع به افراد و شخصیت ها گفتند، نمی تواند مستند باشد. عده ای هم به واسطه همین مسائلی که در ذهن خودشان پرورش دادند و نهایتا رسیده به این جا که باورم کرده اند که چنین چیزی هست. آزادی معنایش این نیست. ما اگر بتوانیم آزادی را خوب تحلیل کنیم و ببینیم چارچوب آزادی و مفاهیم آزادی در یک جامعه به کجا خلاصه می شود، هیچ وقت به خودمان چنین اجازه ای نمی دهیم.

البته عرایض بنده نافی این نیست که بعضی افراد هم ناخالصی نداشته باشند. بله، هستند کسانی که ناخالصی دارند، بعضی ها هستند که از نردبان نظام و انقلاب اوج می روند و از آن اوج عده ای را پرت می کنند پایین، جهت این که بقای خودشان را در این می بینند. بله، این دسته از افراد هم وجود دارند، ولی آیا این مشمول بر همه خواهد شد؟ بعضی افراد هستند که عملکرد و رفتارشان جوانمردانه نیست. منش شان، گفتمان ارزش در عالم اخلاق جایگاهی ندارد. بله، این دسته از افراد دیگر هویدا هستند، ولی من فکر می کنم بعضی ها باورشان بر این است که با هوچی گری، جوسازی و طرح یک سری پرسشها واهی می توانند رقبای خودشان را از میدان به در کنند که به این در اصطلاح می گویند بداخلاقی سیاسی. متاسفانه ما داریم به بداخلاقی سیاسی روز به روز دامن می زنیم و دامن زدن به این اوضاع می تواند منجر به یک ناهنجاری هایی شود که آن وقت جبران این ناهنجاری ها به یک هنجار منطقی، بسیار هزینه بر خواهد بود.

*با توجه به شناختی که از آقای احمدی نژاد دارید، سرانجام چه می شود و اصلا راهکار شما جهت این قضیه چیست؟ به نظر شما تا چه زمانی نظام مدرا خواهد کرد؟

آقای احمدی نژاد فرد باهوشی به نظر می آ ید و ظرفیت خوبی است و ایشان بیش از این باید قدر خودش را بداند و این که عده ای آقای احمدی نژاد را تمام شده است تعریف کنند یا سوخته تعریف کنند و یا بدون اعتبار مردمی تلقی کنند، من این حرف ها را حرف های خوبی نمی دانم. به هر جهت هر کسی که در این جامعه کار اجرایی کرده، یک طیفی، یک گروهی، یک بخشی از جامعه دوستش دارند، قبولش دارند. ما نمی توانیم با این دوست داشتن های مردم یا فرض کنید تنفر مردم نسبت به یک فردی یا گروهی، مبارزه کنیم. لذا آقای احمدی نژاد ظرفیت خوبی می تواند جهت نظام و آینده نظام باشد، ولی نمی دانم چه استراتژی و چه نشانه گذاری را ایشان دارد دنبال می کند.

*دچار یک تندروی سیاسی شدند؟ تندروی بدون آینده نگری؟

من فکر می کنم آقای احمدی نژاد می تواند صحبت های خودش را در یک قالب و یک ادبیات بهتری طرح کند؛ اگر بحثی دارند راجع به مباحث مختلف، آقای احمدی نژاد می تواند در یک قالب دیگری و اثرگذارتر بیان کند. بله، بنده هم اگر یک ویدیویی پر کنم و بگویم فلانی دزد هست، فلانی خورده و برده، من می دانم این آن طوری هست، الآن دارند مملکت را این طوری می کنند، مملکت را به سمت لیبرالیستی دارند می برند و… اگر قرار بنا باشد من هم بنشینم و یک چنین ویدیویی را پر کنم، ظاهر قضیه این است که تعداد محدودی بگویند باریکلا به فلانی که این حرف ها را زده، ولی اثرات مخرب این عنوان کجاست؟ من نمی گویم که اتفاقات را بسته نگه داریم؛ به هر جهت امروز عصر ارتباطات است و ابزارهای متفاوت جهت انتقال اخبار و اطلاعات وجود دارد، ولی این ابزارها را ما به درستی می توانیم استفاده کنیم. جهت حفظ ارزش ها و حفظ اصول انقلاب، خیلی خوب هست، خیلی می تواند اثرگذار باشد، خیلی می تواند در تنویر افکار عمومی موثر باشد. حرف های تندزدن نمی تواند در مخاطب اثربخش باشد، ولی اگر حرفی مبتنی بر یک منطقی باشد که گویای حرف دل مردم باشد و مردم بپسندند این ادبیات را، قطعا تاثیرپذیر هست. یک مثال قدیمی است که می گویند بتمرگ، بفرما و بنشین، هر سه تایش حکایت از تاکیدکردن به نشستن هست، ولی اگر به یک فردی بگویید بفرمایید، قطعا تاثیرگذاری و احترامی که جهت مخاطبت داری می گذاری، زیاد خواهد بود تا این که این نشستن را با یک ادبیات سخیف یا ادبیات سبک بخواهی یاد کنی.

حمله به برادران لاریجانی نوعی تسویه حساب سیاسی است

*چرا در این ماجرا رفته اند سراغ برادران لاریجانی؟ حتی آن سال نهایی دولت دهم هم که اشاره کردید، در آن یکشنبه سیاه هم نوک پیکان حمله ارزش برادران لاریجانی بود. الآن هم صراحتا گفته اند که مسئله مهم برادران لاریجانی هستند! به نظر شما آیا جهت این رویارویی و ساختن رقیب، لاریجانی ها گزینش شده است اند؟

من فکر می کنم این زیاد شبیه تسویه حساب سیاسی است تا حفظ حقوق مردم و روشن گری. من تصورم این هست؛ البته این نیست که ما فکر کنیم که برادران لاریجانی فاقد هرگونه انتقادی هستند. انتقاد سر جایش، ولی من خودم شخصا تحلیل و برداشتم این است که زیاد تسویه حساب سیاسی هست. هنگامی که تسویه حساب سیاسی می شود، دیگر فضای گفتمان عوض کردن می کند و شما الآن نوک پیکان را هنگامی که نگاه می کنی، زهری که در نوک این پیکان حمله وجود دارد، زهر تسویه حساب هست. اگر ما جهت مردم دل می سوزانیم، اگر ما بحث عدالت می کنیم، اگر بحث کمک به هم نوع می کنیم، قطعا باید سیاست بازی، سیاسی بازی، تسویه حساب های گروهی و جناحی و شخصی را کنار بگذاریم.

واژه های کلیدی: سیاسی | لاریجانی | شورای شهر | احمدی نژاد | احمدی نژاد | شورای اسلامی | انتخابات مجلس شورای اسلامی | اخبار سیاسی و اجتماعی


دانلود فایل ها

نویسنده : topsblog